طایفه میر در سیستان

یکی از طوایف سیستانی ساکن در استان های سیستان و بلوچستان ، خراسان ، گلستان ، تهران و کشورهای افغانستان ،پاکستان و هندوستان و ترکمنستان می باشد.

محتویات

  • ۱میر های سیستان
  • ۲جایگاه میرها پس از ملوک کیانی در سیستان عصر صفویه
  • ۳کوچ میرها به هند و لاهور در عهد صفوی و گورکانیان هند
  • ۴حضور بخشی از طایفه میر در راولپندی ایالت پنجاب
  • ۵میرهای سیستان در زمان قتل آلب ارسلان
  • ۶حمله تیمور به سیستان و نقش تاج الدین سیستانی
  • ۷نقش میرها در سیستان زمان صفویان
  • ۸اتحاد میرها با مظفر حسین میرزا بر علیه ملک محمود
  • ۹جعفر سلطان و سوء ظن به بزرگان سیستان
  • ۱۰درگذشت ملک غیاث الدین و اتحاد دوباره امیران با ملک محمود
  • ۱۱قلعه فتح دارالحکومه سیستان
  • ۱۲نقش میران در پرداخت مالیات سیستان
  • ۱۳تیره‌های طایفه میر (کامل نیست)
  • ۱۴منابع
  • ۱۵جستارهای وابسته
  • ۱۶پانویس
  • ۱۷پیوند به بیرون

میر های سیستان

قدیمی‌ترین ماخذی که در شناخت ریشه‌ای این طایفه راهنمایی می‌کند کتاب احیاالملوک می‌باشد. براساس مندرجات این کتاب، تاغزون یا تاغرون جایگاه میران و بزرگان سیستان می‌باشد.

جایگاه میرها پس از ملوک کیانی در سیستان عصر صفویه

در کتاب سیستان و رویداد ۱۹ بهمن به قلم استاد محمدی خمک، صفحه ۷۷ نوشته است:

اگر ساختار قدرت سیستان را در این برهه از تاریخ ،یعنی دوران صفویه و بعد از آن، تا برافتادن ملوک نیمروز مورد توجه قرار دهیم می بینیم که در طول دوره صفویه، آن گونه که احیا الملوک و احکام و اسناد بیان می کنند، در راس قدرت،در سیستان کیانیان به عنوان پادشاهان محلی قرار دارند و بلافاصله در مرتبه بعد از آن میرها یند ، یعنی اگر منصب سلطنت سیستان آن دوران از کیانیان بوده است بلافاصله وکالت سیستان یا به تعبیر امروزی وزارت سیستان از امرای قبیله میر بوده است.

این که امروز در سیستان می گویند:

《میر دیدی ،ملک دیدی》دلالت بر همین واقعیت تاریخی دارد که در سیستان عهد صفوی مقام میران بلافاصله پس از جایگاه ملوک بوده است. بزرگان قبیله میر در آن درجه از اهمیت سیاسی بوده اند که در احکام شاهانی چون شاه عباس اول و نادر شاه افشار به نام از آنها یاد شده است.

کوچ میرها به هند و لاهور در عهد صفوی و گورکانیان هند

یکی دیگر از دلایل اثبات نقش مهم میرها در جامعه وکالتی و وزارتی سیستان ماجرای تهدید ملوک توسط میر ها به ترک سیستان و مهاجرت به هند نزد اقوامشان است که علت آن دخالتهای قزلباشان در امور بوده .

حضور بخشی از طایفه میر در راولپندی ایالت پنجاب

بر اساس سرشماری سال ۱۹۹۸ پاکستان، میرها جزو اصلی ترین طوایف ساکن در راولپندی قرار داشته اند. منبع

میرهای سیستان در زمان قتل آلب ارسلان

پس از ترور آلب ارسلان چند مدعی در صحنه سیستان حاضر بودند، که یکی (امیرابوالعباس) بوده.در فصل دوم کتاب سیستان نوشته جی پی تیت صفحه ۴۷ چنین آمده:نسلی از دو خاندان در آغاز تاریخ اسلام در سیستان مسکون شده بودند، که یکی از این دو از نفوذ زیادی در این ناحیه برخوردار بود و به میرهای سیستان مشهور شد.اولاد و احفاد میرها هنوز در این سرزمین زندگی می کنند.این امر که امیر ابوالعباس مدعی اسم و رسم بود نشان می دهد که نه عضوی از خاندان کیانی بلکه به یک خانواده مستقر در سیستان متعلق بود.خانواده دیگر که به ریاست میر چخانسور بودند نیز محتمل است عضو یکی از همین خاندانهای قدرتمند بوده که در پی قتل آلب ارسلان در بچنگ آوردن حکومت تلاش مینموده است.

حمله تیمور به سیستان و نقش تاج الدین سیستانی

در کتاب سیستان نوشته جی پی تیت صفحه ۱۰۱و۱۰۲ چنین آمده:تیمور میگوید در هنگام محاصره قلعه سیستان بطرف دروازه ای رفته و در فاصله ای نه چندان زیاد با آن بر پشته و تپه ای موسوم به قتلغ صعود و در برابر آن قلعه ایستادم بعنوان یک عمل احتیاط آمیز ۲۰۰۰هزار جنگاور تحت و زره کامل در کمین گاهی مستقر کردم.

مردم آن سرزمین زمانیکه مرا برابر نوک تپه مشاهده کردند، دانستند با چه کسی طرف معامله هستند و ملک قطب الدین ، شاه شاهان (از خاندان کیانی) و تاج الدین سیستانی (از خاندان میر)را که سردار و فرمانده کل قوای او بودند بحضور من فرستاد.

مصحح در پانویس کتاب صفحه۱۱۶ چنین آورده است : تاج الدین سیستانی مذکور یکی از اعضای ملوک سیستان نبود(اما)به چندین جهت می توان گفت که وی سرکرده و بزرگ خاندان میرهای سیستان بوده است که اولاد او و احفاد آنها اکنون کدخدایان حلقه ای از روستاها که اسکل مرکز آنهاست،هستند.

میرها و اولادان میربرید بی تردید یکی از خاندانهای معروف مسلم و بسیار قدیمی هستند.

نقش میرها در سیستان زمان صفویان

در کتاب سیستان نوشته جی پی تیت جلد اول صفحه ۱۳۵ چنین آمده:در زمان تثبیت قدرت شاه اسماعیل صفوی در حدود افغانستان و ولایات ایران سیستان نیز اقطاع اختصاصی شاهزاده بدیع الزمان صفوی شده که وکیل او و حاکم واقعی آن منطقه نجیب زاده ای از قوم افشار موسوم به تیمور خان از ایلات استاجلو بود.شقاوت و خشونت و یغماگری طایفه اش قلوب (مردم سیستان) را متنفر گردانید و مردم باتفاق و هم صدا به رهبری روسا و بزرگان محلی به پا خواسته و افشاریان را از سیستان راندند.بعد از اجرای این امر سیستانی ها به رهبری میرها خواستند یکی از افراد خاندان شاهان قدیمی خود را به ریاست سرزمین بردارند و پس از کنکاش اداره امور به ملک محمود پیشنهاد گردید واو نپذیرفت.اما جعفر سلطان حاکم منصوب حکومت مرکزی ایران در صحنه ظاهر گردید و عده ای از سیستانی ها همراه با میرها و عناصر محتاط و محافظه کار ملک محمود را رها کرده و از حاکم منصوب شده استقبال شایانی نمودند و حتی او را تا به اقامتگاهش در دارالحکومه قلعه فتح مشایعت و همراهی ساختند.

اتحاد میرها با مظفر حسین میرزا بر علیه ملک محمود

در کتاب سیستان نوشته جی پی تیت جلد اول صفحه ۱۳۹ چنین آمده: روزی مظفر حسین میرزا ظاهرا به بهانه شکار منزل را ترک کرد و به جزیره شمالی زره و قلعه تاهزون(تاهه زون – تاغزون-طبق نوشته عالم آرا و احیاء الملوک) که محل اقامت روسا و میران سیستان که نسبت به ملک(محمود) نافرمان بودند رفت. در عرض یک هفته تمامی میران و نقیبان (نقباء) زره و رامرود به او ملحق شده و روسا و سردسته های اقشار پائین سیستان در کنار او جمع و ازدحام کردند.

جعفر سلطان و سوء ظن به بزرگان سیستان

جعفر سلطان در ابتدا هیچ وسیله ای جهت اعمال قدرت در اختیار نداشت و به صدق و خلوص نیت استقبال نیکی که از او بعمل امده بود مظنون شد.وی همه بزرگان سیستان از ملوک و امیر را تهدید کرد بدون استثنا و بی هیچ امتیاز برای اظهار بیعت و مراسم تعظیم و تکریم بحضور وی برسند و او شروع بکار خود را اعلام نمود و جعفر سلطان ملک غیاث الدین محمد از ملوک و میر علی از میرهای سیستان را بعنوان گروگان و نمایندگی دیگران نزد خود نگهداشت و مابقی را مرخص کرد.

درگذشت ملک غیاث الدین و اتحاد دوباره امیران با ملک محمود

در صفحه ۱۳۶ کتاب سیستان نوشته جی پی تیت جلد اول درین باب چنین امده: چون ۶ ماه سپری گردید ملک غیاث الدین درگذشت(وی نزد جعفر سلطان به گروگان مانده بود)،ملک محمود نیز با همه اقوام و امیران (میران) سیستان بر علیه حاکم ایرانی و متحدان او آهنگ جنگ کرد.

قلعه فتح دارالحکومه سیستان

در صفحه ۱۲۱ کتاب سیستان نوشته جی پی تیت آمده :بنا بنوشته احیاءالملوک در سال ۸۲۵-۸۲۶ هجری (۱۴۲۱-۱۴۲۲میلادی) که شهر(زاهدان کهنه) شدیدا در اماج و اصابت امواج شن وریگ روان واقع گردید،ملک قطب الدین تصمیم به ساختمان شهری جدید گرفت.بدین منظور او محلی موسوم به میرک را که ملک و زمین میران میر عبدالله بود انتخاب و ابتیاع کرد. در ادامه چنین آمده :بقایای این شهر که به احتمال دارالحکومه موقتی سیستان بوده و در پی یغما و خرابی زاهدان(کهنه) در این محل اشغال نمود.قلعه میر،ده میرک و میرآباد اسامی است که هنوز با اندک تاملی در مورد سرزمینی که بطور دقیق متصل به خرابه های قلعه فتح میباشد عنوان می شود.و این ناحیه که قلعه فتح در ان قرار گرفته شاید چون در تصرف خاندان میر که امیر عبدالله ،بزرگ آن بود بدین نام موسوم شده است.

نقش میران در پرداخت مالیات سیستان

در صفحه۳۵۹ کتاب احیاالملوک در باره نفوذ و گستردگی میران چنین اشاره شده‌است «میران همه خدمت ملک آمدند که ما مهمات سیستان، چنین ساخته‌ایم که مبلغی به دست خود به ازبک بدهیم و تتمه مال سیستان به هر نوع، به خاطر عالی می‌رسد، چنان فرمایند.

تیره‌های طایفه میر (کامل نیست)

نقل از احیاءالملوک

  • میران برزن
  • میران پشته زاوه
  • میران قتو
  • میران مکران
  • میران میر اقبال
  • میران میر حسن علی
  • میران میر سید احمد
  • میران میر عزالدین
  • میران میرعلی
  • میران میر محمد
  • میران میر محمود
  • میران گلستان
  • تیره میران مرادی یا میرائده یا میراحدی:

ایشان میر محمدعلی و میر برخوردار را جد بزرگ خود معرفی می‌کنند و چنین معتقدند که این دو برادر، در زمان سلطان محمدخدابنده بین سال‌های ۹۸۵ تا۹۹۵ ه. ق به سیستان آمده‌اند و شامل شاخه‌های زیر می‌باشند.

الف: میران ده علی جعفر – بزرگ آنان حاج غلامحسین ابن حسن ابن مرادی ابن اسماعیل ابن میرکاظم می‌باشد.

ب: میران کمک (روستای کمک)- فرزندان درویش ابن علی اکبر و فرزندان اکبرمردان، نوه دختری میر کاظم می‌باشند.

ج: میران ده صفدرمیربیک- فرزندان میربیک بن لشکرخان ابن میرکاظم هستند.

د: میران جزینک- ریشه اصلی این جماعت از میران وابسته به میر غیاث است.

ه: میران میر شاهبیک- در حوالی ده میر ونزدیک به بهرام آباد سکونت دارند.

میران میرکامران و میر مختار- در ده میر ساکن هستند.

و: میران میرکامران و میر مختار

در ده میر ساکن اند.

ز: میران فتح‌الله- از اعقاب فتح ا.. بن حسین هستند که به اتفاق دو برادر خود به نام‌های اسدا.. و عباس، درافضل آباد و بالاخره در ده فتح ا.. زندگی می کرده‌است. میران فتح الله با نخعی های قاین مواصلت دارند.

ح: میران شیطو (حیدرآباد)- بعد از اینکه مرکز اصلی میران به ویرانی گرائید، به این منطقه کوچ کردند. جزو میران کِمّک یا گلستان اند. ( رئیس الذاکرین،زادسروان سیستان،صفحه ۲۱۲)

ط: میران بنجار- بادار محمود، جد بزرگ میران این منطقه را آباد کرده برای سکونت خویش برگزیده‌است.

رشته درویش محمد از کمک به بنجار آمده و اسلاف وی در کمک می زیسته اند.(زادسروان ،صفحه ۲۱۴)

  • میران چخانسوری

به نقل از جورج پسمن تیت و اعظم سیستانی و رییس الذاکرین می خوانیم اعقاب این تیره پیش تر از سنجرانی ها حکمرانان منطقه چخانسور و سیستان شرقی و مالکین ارگ چخانسور (ارگ میر) و قلعه میردر حدود چهاربرجک بالا و پائین بوده اند و دیگر طوایف به آنان حق علفچر می داده اند.

  • تیره میران میرعنایت

دو برادر به نام‌های میر محمود و میر محسن بعد از این که به چخانسور و خاشرود رفتند.

  • تیره میران سهراب یا میر سرخاب

جد بزگ آن‌ها میر سهراب در سرحد سکونت داشت و فرزندان وی تیره میر سهراب را تشکیل دادند. میران شهرک میر سیستان از وابستگان این تیره می باشند.

  • تیره میران میر عبدالله ( کیانی )

ملک بخت افزون ابن ملک اردشیر از روستای نوفرست نهارجان، از توابع قهستان به سیستان آمده و دختری از سیستان را به همسری برگزید. ثمره این ازدواج، پسری به نام عبدا.. بود که فرزندان او، تیره میر عبدالله را به وجود آوردند.

  • تیره میران کلانتر

اینان کلانتران سیستان بوده به استناد موارد مندرج در صفحه۱۸۵ کتاب احیاالملوک امیر حاجی محمد مومن ابن میرمحمود میر سراج از نسل قاضی عبدالکریم ذکر شده که وی از میران صاحب قدرت اواخر قرن دهم هجری سیستان و از اعقاب و نوادگان حسن بن صرحان است که در سخا و منیت مشهور بوده است.

(زادسروان صفحات ۲۱۷_۲۱۸)

  • تیره میران میر سراج و میش مست

جد بزرگ آنها حسن صرحان است از وی پسری بنام حسن به ثمرمی رسد که دو تیره میران میش مست و میر سراج از او ریشه می گیرند. میر هاشم و میر شیر محمد دو تن از افراد نامی میران میش مست بوده اند از جانب شیر به میر سید اقبال صاحب رساله اقبالیه منتسب اند. قاضی عبدالکریم از سلاله حسن بن صرحان است که یکی ار اعقاب وی میر سراج تیره میران میر سراج را تشکیل می دهد.از میر سراج میر محمد و از او میر عبدالله به ثمر رسید و از اعقاب میر عبدالله مذکور میر نظام میرحاجی حسین و میر محمد میر تاج مشهور بوده اند و در تاغزون سکونت داشته اند.( در کتاب زادسروان سیستان آمده است میران میش مست و میران میر عنایت عمو زاده هستند.

  • تیره میران خزاعی

این تیره معتقدندکه از نسل طاهریان در خراسان هستند، جمعی از اعراب خزاعی وابسته که مذهب شیعه داشتند متواری شده و قصد مهاجرت به افغانستان وارد سیستان شده و در آنجا ماندگار شدند.

  • میران عرب این گروه احتمالا جزو تیره سادات و مرتبط به تازه واردین به سیستان در دوره امرای خزیمه محسوب می گردند
  • میران سادات سید احمد
  • میرهایی که در زمان امرای خزیمه وارد سیستان شدند

باید توجه داشت گروهی که از قهستان و در دوره امرای خزیمه وارد سیستان گردیده اند مدعی هستند جزو بازماندگان طاهریان خراسان هستند.

اقوام نزدیک آنان با فامیل هایی چون نخعی جزو نامداران خراسان جنوبی و بیرجند بوده و هستند.

این تیره همیشه مورد توجه و لطف خاندان خزیمه علم بوده اند که از این طریق می توان به ارتباط نسب یا ریشه ای آنان بیش از پیش پی برد.

منابع

  • ملک شاه حسین سجستانی، احیاء الملوک
  • ذوالفقار کرمانی، جغرافیای نیمروز
  • جی پی تیت، سیستان
  • غلامعلی رئیس الذاکرین (۱۳۷۰)، زادسروان سیستان
  • ایرج افشار سیستانی، عشایر و طوایف سیستان و بلوچستان
  • محمد سعید جانب اللهی، سفرنامه ی مردم شناختی سیستان و بلوچستان
  • جواد محمدی خمک، سیستان و رویداد ۱۹ بهمن۱۳۳۰
  • محمد اعظم سیستانی، مردم‌شناسی سیستان
  • امیر میر، از نیمروز تا امروز
  • حسین داودی، احکام خاندان کلانتری سیستان
  • عرفان کرانی (۱۳۹۸)، تا نیمروز

جستارهای وابسته

درگاه سیستان
درگاه تاریخ
درگاه زندگی‌نامه