تیره های طایفه میر سیستان

میران سیستان
🔹️طایفه میر
 این طایفه تقریبا در همه جای سیستان وبلوچستان پراکنده اند و از مراکز جمعیتی این طایفه زاهدان، زابل ، بنجار،اسکل ،ده حاجوک،دوست محمد، جزینک-حیدراباد شیطو،میلک،شهرك میر،محمدآباد،نیگرد،سدکی،کوشه،ده شهریاری، پیرسوز، ده میر،کرباسک،دولت اباد و برخی مناطق میانکنگی و کِمّک می باشد .همچنین در دهه۱۳۳۰، برخی از افراد این طایفه همراه با دیگر طوایف سیستانی به استانهای گلستان و خراسان رضوی مهاجرت کرده اند.
قدیمی‌ترین ماخذی که در شناخت ریشه‌ای این طایفه راهنمایی می‌کند کتاب احیاالملوک می‌باشد. براساس مندرجات این کتاب، تاغزون یا تاغرون جایگاه میران و بزرگان سیستان می‌باشد.
🔹️میرهای سیستان در زمان قتل آلب ارسلان پس از ترور آلب ارسلان چند مدعی در صحنه سیستان حاضر بودند، که یکی (امیرابوالعباس) عرب بوده.در فصل دوم کتاب سیستان نوشته جی پی تیت صفحه ۴۷ چنین آمده:نسلی از دو خاندان عرب نژاد در آغاز تاریخ اسلام در سیستان مسکون شده بودند، که یکی از این دو از نفوذ زیادی در این ناحیه برخوردار بود و به میرهای سیستان مشهور شد.اولاد و احفاد میرها هنوز در این سرزمین زندگی می کنند.این امر که امیر ابوالعباس مدعی اسم و رسم عربی بود نشان می دهد که نه عضوی از خاندان کیانی بلکه به یک خانواده عرب مستقر در سیستان متعلق بود.خانواده دیگر که به ریاست میر عرب چخانسور بودند نیز محتمل است عضو یکی از همین خاندانهای قدرتمند بوده که در پی قتل آلب ارسلان در بچنگ آوردن حکومت تلاش مینموده است.
🔹️حمله تیمور به سیستان و نقش تاج الدین سیستانی در کتاب سیستان نوشته جی پی تیت صفحه ۱۰۱و۱۰۲ چنین آمده:تیمور میگوید در هنگام محاصره قلعه سیستان بطرف دروازه ای رفته و در فاصله ای نه چندان زیاد با آن بر پشته و تپه ای موسوم به قتلغ صعود و در برابر آن قلعه ایستادم بعنوان یک عمل احتیاط آمیز ۲۰۰۰هزار جنگاور تحت و زره کامل در کمینگاهی مستقر کردم.مردم آن سرزمین زمانیکه برابر نوک تپه مشاهده کردند،دانستند با چه کسی طرف معامله هستند و ملک قطب الدین ، شاه شاهان و تاج الدین سیستانی را که سردار و فرمانده کل قوای او بودند بحضور من فرستاد.مصحح در پانویس کتاب صفحه۱۱۶ چنین آورده است : تاج الدین سیستانی مذکور یکی از اعضای ملوک سیستان نبود(اما)به چندین جهت می توان گفت که وی سرکرده و بزرگ خاندان میرهای سیستان بوده است که اولاد او و احفاد آنها اکنون کدخدایان حلقه ای از روستاها که اسکل مرکز آنهاست،هستند.میرها و اولادان میربرید بی تردید یکی از خاندانهای معروف مسلم و بسیار قدیمی هستند.

🔹️نقش میرها در سیستان زمان صفویان

در کتاب سیستان نوشته جی پی تیت جلد اول صفحه ۱۳۵ چنین آمده:در زمان تثبیت قدرت شاه اسماعیل صفوی در حدود افغانستان و ولایات ایران سیستان نیز اقطاع اختصاصی شاهزاده بدیع الزمان صفوی شده که وکیل او و حاکم واقعی آن منطقه نجیب زاده ای از قوم افشار موسوم به تیمور خان از ایلات استاجلو بود.شقاوت و خشونت و یغماگری طایفه اش قلوب (مردم سیستان) را متنفر گردانید و مردم باتفاق و هم صدا به رهبری روسا و بزرگان محلی به پا خواسته و افشاریان را از سیستان راندند.بعد از اجرای این امر سیستانی ها به رهبری میرها خواستند یکی از افراد خاندان شاهان قدیمی خود را به ریاست سرزمین بردارند و پس از کنکاش اداره امور به ملک محمود پیشنهاد گردید واو نپذیرفت.اما جعفر سلطان حاکم منصوب حکومت مرکزی ایران در صحنه ظاهر گردید و عده ای از سیستانی ها همراه با میرها و عناصر محتاط و محافظه کار ملک محمود را رها کرده و از حاکم منصوب شده استقبال شایانی نمودند و حتی او را تا به اقامتگاهش در دارالحکومه قلعه فتح مشایعت و همراهی ساختند.

🔹️اتحاد میرها با مظفر حسین میرزا بر علیه ملک محمود

در کتاب سیستان نوشته جی پی تیت جلد اول صفحه ۱۳۹ چنین آمده: روزی مظفر حسین میرزا ظاهرا به بهانه شکار منزل را ترک کرد و به جزیره شمالی زره و قلعه تاهزون(تاهه زون – تاغزون-طبق نوشته عالم آرا و احیاء الملوک) که محل اقامت روسا و میران سیستان که نسبت به ملک(محمود) نافرمان بودند رفت. در عرض یک هفته تمامی میران و نقیبان (نقباء) زره و رامرود به او ملحق شده و روسا و سردسته های اقشار پائین سیستان در کنار او جمع و ازدحام کردند.

🔹️جعفر سلطان و سوء ظن به بزرگان سیستان

جعفر سلطان در ابتدا هیچ وسیله ای جهت اعمال قدرت در اختیار نداشت و به صدق و خلوص نیت استقبال نیکی که از او بعمل امده بود مظنون شد.وی همه بزرگان سیستان از ملوک و امیر را تهدید کرد بدون استثنا و بی هیچ امتیاز برای اظهار بیعت و مراسم تعظیم و تکریم بحضور وی برسند و او شروع بکار خود را اعلام نمود و جعفر سلطان ملک غیاث الدین محمد از ملوک و میر علی از میرهای سیستان را بعنوان گروگان و نمایندگی دیگران نزد خود نگهداشت و مابقی را مرخص کرد.

🔹️درگذشت ملک غیاث الدین و اتحاد دوباره امیران

با ملک محمود

در صفحه ۱۳۶ کتاب سیستان نوشته جی پی تیت جلد اول درین باب چنین امده: چون ۶ ماه سپری گردید ملک غیاث الدین درگذشت(وی نزد جعفر سلطان به گروگان مانده بود)،ملک محمود نیز با همه اقوام و امیران (میران) سیستان بر علیه حاکم ایرانی و متحدان او آهنگ جنگ کرد.

🔹️قلعه فتح دارالحکومه سیستان

در صفحه ۱۲۱ کتاب سیستان نوشته جی پی تیت آمده :بنا بنوشته احیاءالملوک در سال ۸۲۵-۸۲۶ هجری (۱۴۲۱-۱۴۲۲میلادی) که شهر(زاهدان کهنه) شدیدا در اماج و اصابت امواج شن وریگ روان واقع گردید،ملک قطب الدین تصمیم به ساختمان شهری جدید گرفت.بدین منظور او محلی موسوم به میرک را که ملک و زمین میران میر عبدالله بود انتخاب و ابتیاع کرد. در ادامه چنین آمده :بقایای این شهر که به احتمال دارالحکومه موقتی سیستان بوده و در پی یغما و خرابی زاهدان(کهنه) در این محل اشغال نمود.قلعه میر،ده میرک و میرآباد اسامی است که هنوز با اندک تاملی در مورد سرزمینی که بطور دقیق متصل به خرابه های قلعه فتح میباشد عنوان می شود.و این ناحیه که قلعه فتح در ان قرار گرفته شاید چون در تصرف خاندان میر که امیر عبدالله ،بزرگ آن بود بدین نام موسوم شده است.

🔹️نقش میران در پرداخت مالیات سیستان

در صفحه۳۵۹ کتاب احیاالملوک در باره نفوذ و گستردگی میران چنین اشاره شده‌است «میران همه خدمت ملک آمدند که ما مهمات سیستان، چنین ساخته‌ایم که مبلغی به دست خود به ازبک بدهیم و تتمه مال سیستان به هر نوع، به خاطر عالی می‌رسد، چنان فرمایند.

🔹️جایگاه میرها پس از ملوک کیانی در سیستان عصر صفویه

در کتاب سیستان و رویداد ۱۹ بهمن به قلم استاد محمدی خمک، صفحه ۷۷ نوشته است:
اگر ساختار قدرت سیستان را در این برهه از تاریخ ،یعنی دوران صفویه و بعد از آن، تا برافتادن ملوک نیمروز مورد توجه قرار دهیم می بینیم که در طول دوره صفویه، آن گونه که احیا الملوک و احکام و اسناد بیان می کنند، در راس قدرت،در سیستان کیانیان به عنوان پادشاهان محلی قرار دارند و بلافاصله در مرتبه بعد از آن میرها یند ، یعنی اگر منصب سلطنت سیستان آن دوران از کیانیان بوده است بلافاصله وکالت سیستان یه به تعبیر امروزی وزارت سیستان از امرای قبیله میر بوده است.
این که امروز در سیستان می گویند:
《میر دیدی ،ملک دیدی》دلالت بر همین واقعیت تاریخی دارد که در سیستان عهد صفوی مقام میران بلافاصله پس از جایگاه ملوک بوده است. بزرگان قبیله میر در آن درجه از اهمیت سیاسی بوده اند که در احکام شاهانی چون شاه عباس اول و نادر شاه افشار به نام از آنها یاد شده است.

🔹️کوچ میرها به هند و لاهور در عهد صفوی و گورکانیان هند

یکی دیگر از دلایل اثبات نقش مهم میرها در جامعه وکالتی و وزارتی سیستان ماجرای تهدید ملوک توسط میر ها به ترک سیستان و مهاجرت به هند نزد اقوامشان است که علت آن دخالتهای قزلباشان در امور بوده .

🔹️تیره‌های طایفه میر (کامل نیست)

🔹️میران چخانسوری

بخش یکم:

اعقاب این تیره حکمرانان منطقه چخانسور و سرزمین های شرقی سیستان بوده اند. و دیگر طوایف به آنان حق علفچر می دادند.  جی پی تیت در کتاب خود از آنان با عنوان میرعرب یاد کرده است. و این مسئله باز عرب تبار بودن خاندان میر را تقویت می کند. میر حکمران چخانسور به علت نداشتن اولاد ذکور حکومت را به دامادش ابراهیم خان سنجرانی منتقل کرد و با این اقدام این خاندان رو به زوال رفت و زیردستان شان حکومت را به دست گرفتند.ذوالفقار کرمانی، نویسنده ز ، که در سال ۱۲۸۸ قمری به دستور ناصرالدین‌شاه قاجار، شاه ایران، برای تهیهٔ نقشه سیستان و تعیین مرزهای ایران با افغانستان به آن منطقه رفته به چخان‌سور نیز سر زده و از آن با نام چخنشور و گاه خچنشور یاد می‌کند. وی در صفحه ۹۷ کتاب جغرافیای نیمروز می‌نویسد:یوم سه‌شنبه دهم، اول صبح چند راس گوسفند خریده قربانی نموده سوار شدیم تا یک فرسخی چخنشور رفته همه‌جا نقشه برداشته، خود چخنشور با دوربین خوب دیده می‌شد. تحقیق وضع چخنشور را از میردرویش‌خان(میر) که از صاحبان چخنشور بود کردم از قراری که مذکور داشت سه قلعه در میان هم، قلعه سیم که ارک است روی تپه واقع شده، دور تپه هم قلعه دیگری در وسط ارک که خانه سردار ابراهیم خان می‌باشد برج بلند مستحکمی سه مرتبه. سردار ابراهیم خان در میان همان برج منزل دارد. حالت سردار ابراهیم خان این است که از مردم دوری می‌کند؛ تمام حکمرانی میان طایفه را زنش، مادر خانخان، می‌کند… از قرار مذکور قلعه اول چخنشور خیلی مستحکم است. قطر دیوار با خاکریزی که وصل به دیوار است بیست و پنج ذرع است. عرض شمالی چخنشور ۳-۸-۳۱، طول شرقی‌اش از دارالخلافه ۲۰-۲۳-۱۰. اطراف چخنشور در تمام صحرا نیزار و علامت مرداب است که از آب خوش‌رود مرداب بوده‌است.

🔹️تیره میران مرادی یا میرائده یا میراحدی:
ایشان میر محمدعلی و میر برخوردار را جد بزرگ خود معرفی می‌کنند و چنین معتقدند که این دو برادر، در زمان سلطان محمدخدابنده بین سال‌های ۹۸۵ تا۹۹۵ ه. ق به سیستان آمده‌اند و شامل شاخه‌های زیر می‌باشند.
الف: میران ده علی جعفر – بزرگ آنان حاج غلامحسین ابن حسن ابن مرادی ابن اسماعیل ابن میرکاظم می‌باشد.
ب: میران کمک (روستای کمک)- فرزندان درویش ابن علی اکبر و فرزندان اکبرمردان، نوه دختری میر کاظم می‌باشند.
ج: میران ده صفدرمیربیک- فرزندان میربیک بن لشکرخان ابن میرکاظم هستند.
د: میران جزینک- ریشه اصلی این جماعت از میران وابسته به میر غیاث است.
ه: میران میر شاهبیک- در حوالی ده میر ونزدیک به بهرام آباد سکونت دارند.
میران میرکامران و میر مختار- در ده میر ساکن هستند.
و: میران میرکامران و میر مختار
در ده میر ساکن اند.
ز: میران فتح‌الله- از اعقاب فتح ا.. بن حسین هستند که به اتفاق دو برادر خود به نام‌های اسدا.. و عباس، درافضل آباد و بالاخره در ده فتح ا.. زندگی می کرده‌است. میران فتح الله با نخعی های قاین مواصلت دارند.
ح: میران شیطو (حیدرآباد)- بعد از اینکه مرکز اصلی میران به ویرانی گرائید، به این منطقه کوچ کردند. جزو میران کِمّک یا گلستان اند. ( رئیس الذاکرین،زادسروان سیستان،صفحه ۲۱۲)

ط: میران بنجار- بادار محمود، جد بزرگ میران این منطقه را آباد کرده برای سکونت خویش برگزیده‌است.
رشته درویش محمد از کمک به بنجار آمده و اسلاف وی در کمک می زیسته اند.(زادسروان ،صفحه ۲۱۴)
🔹️تیره میران میرعنایت
دو برادر به نام‌های میر محمود و میر محسن بعد از این که به چخانسور و خاشرود رفتند.
🔹️تیره میران خزاعی
این تیره معتقدندکه به هنگام شکست طاهریان در خراسان، جمعی از اعراب خزاعی وابسته که مذهب شیعه داشتند متواری شده و قصد مهاجرت به افغانستان وارد سیستان شده و در آنجا ماندگار شدند.
🔹️تیره میران سهراب یا میر سرخاب
جد بزگ آن‌ها میر سهراب در سرحد سکونت داشت و فرزندان وی تیره میر سهراب را تشکیل دادند.

 🔹️تیره میران میر عبدالله

ملک بخت افزون ابن ملک اردشیر از روستای نوفرست نهارجان، از توابع قهستان به سیستان آمده و دختری از سیستان را به همسری برگزید. ثمره این ازدواج، پسری به نام عبدا.. بود که فرزندان او، تیره میر عبدالله را به وجود آوردند.

 🔹️تیره میران کلانتر=میران برزن
اینان کلانتران سیستان بوده و اگر چه در اصالت عرب بودن آنان تردیدی وجود ندارد اما انتساب آنان به سنان بن انس مورد تائید نیست و به استناد موارد مندرج در صفحه۱۸۵ کتاب احیاالملوک امیر حاجی محمد مومن ابن میرمحمود میر سراج از نسل قاضی عبدالکریم ذکر شده که وی از میران صاحب قدرت اواخر قرن دهم هجری سیستان و از اعقابو نوادگان حسن بن صرحان است که در سخا و منیت در عرب مشهور بوده است.
(زادسروان صفحات ۲۱۷_۲۱۸)

میران نیگرد

اینان در گذشته جزو ساکنین چخانسور بوده اند (ذوالفقار کرمانی در کتاب جغرافیای نیمروز از شخصی بنام میر درویش خان بعنوان احدی از مالکین چخانسور نام برده ) و بیشتر در روستاهای نیگرد، سدکی ،کوشه ،جزینک قلعه کنگ، ساکن هستند و متشکل از اقوام میر، شهریاری ،جمالزاده یا جمال زاده، شهریاری ،سرگزی ، زور ، ستوده میباشد که جد بزرگ میرها میر اسماعیل بوده.

🔹️تیره میران میر سراج و میش مست

جد بزرگ آنها صرحان عرب است از وی پسری بنام حسن به ثمرمی رسد که دو تیره میران میش مست و میر سراج از او ریشه می گیرند. میر هاشم و میر شیر محمد دو تن از افراد نامی میران میش مست بوده اند از جانب شیر به میر سید اقبال صاحب رساله اقبالیه منتسب اند. قاضی عبدالکریم از سلاله حسن بن صرحان است که یکی ار اعقاب وی میر سراج تیره میران میر سراج را تشکیل می دهد.از میر سراج میر محمد و از او میر عبدالله به ثمر رسید و از اعقاب میر عبدالله مذکور میر نظام میرحاجی حسین و میر محمد میر تاج مشهور بوده اند و در تاغزون سکونت داشته اند.( در کتاب زادسروان سیستان آمده است میران میش مست و میران میر عنایت عمو زاده هستند)

⭕🔴بدون تردید بین جمیع میران سیستان نسبت خویشاوندی وجود دارد و همه آن ها فرزندان کسانی هستند که برادر یا عموزاده یکدیگر بوده اند.

🔴همچنین میرهای عرب تباری که با نام اولاد حسن بن سرحان مشهورند با میران قهستان و عشایر الهلالی خوزستان و عشیره های تابعه هم خون و نسب فامیلی دارند.

برخی از محققان مانند ایرج افشار سیستانی میرهای سیستان و خراسان و حتی بلوچستان را از یک شاخه می داند. برخی منابع شفاهی نیز میران لرستان را از بستگان میران سیستان می دانند.

برخی بزرگان فامیل میر روایت می کنند در دوره اموی سه امیر به ایران مهاجرت می کنند یکی از آنان در خراسان و مناطق روشناوند ساکن می شوند. یکی در سیستان و دیگری در سرحد سکونت اختیار می کنند و میرهای کنونی در سه خطه از فرزندان همان سه امیر هستند. آنچه از متون تاریخی برداشت می شود میرها در دفاع از سیستان مقابل حملات ازبکان متجاوز در دوره صفوی سهم به سزایی داشتند.
نقش میرها در حکومت و فعالیت های سیاسی سیستان در آن دوره چشمگیر بوده و گاه میران باعث ضعف و انحطاط و متواری شدن حکامی می شدند که از آنان رضایت نداشتند.

گردآورنده مطالب تاریخی: شاهین میر

 منابع:

جی پی تیت، سیستان

غلامعلی رئیس‌الذاکرین، زادسروان سیستان

ملک شاه حسین سجستانی، احیاء الملوک

سیستان نامه، ایرج افشار سیستانی

جواد محمدی خمک،سیستان و رویداد ۱۹ بهمن۱۳۳۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *