بررسی سلسله نسب ملوک نوفرست و میران میرعبدالله سیستان از نسل اردشیر بابکان

شجره هایی که تاریخ نگاران برای ساسانیان ذکر کرده اند:
اول:اردشیر>بابک>ساسان>بابک>زرار>به آفرید>ساسان>بهمن>اسفندیار> بشتاسپ>لهراسپ
دوم:اردشیر>بابک>ملک خیر>ساسان>بابک>ساسان>بابک>هومن>ساسان> بهمن>اسفندیار>بشتاسپ>کیوجی>کی قباد‌‌
سوم:اردشیر>بابک>ساسان>نهاوند>دارا>ساسان‌>بهمن>اسفندیار>بشتاسپ
در باب این شجره نامه ها باید گفت که همه با در نظر گرفتن سلسله اشکانی و سلوکی دور از واقعیت و اساطیریست و از قبول درست بودن ن باید حتما شک کرد.
چهارم:که با واقعیت بسیار نزدیک تر است و به استثنای چهار نسل با خاندانهای بین هخامنشی و ساسانی مطابقت دارد و موجودیت ارنسیس نوه داریوش سوم و اوخوس تنها پسر داریوش سوم نیز تایید میکند.
اردشیر>بابک>ساسان>بابک>زرار>به آفرید>ساسان>هومن>نهاوند> ارنسیس>اوخوس>داریوش شاه سوم هخامنشی
همانطور که گفته شده مؤسس این سلسله اردشیر بود که به دلیل آنکه نام پدرش بابک و بر قلعه دارابگرد امیر بود اورا اردشیر بابکان خطاب کردند و بابک نیز پدرش ساسان بود که از مغان اعظم زرتشتی بوده و نسب او چنین است:
اردشیر شاه بزرگ ساسانی پور بابک پور ساسان پور بابک پور زرار پور به آفرید پور ساسان پور هومن پور نهاوند پور ارنسیس پور اوخوس پور داریوش شاه سوم پور آرشام پور اوستانوس پور داریوش شاه دوم پور اردشیر شاه بزرگ یکم پور خشایار شاه بزرگ یکم پور داریوش شاه بزرگ یکم و شهبانو آتوسا دخت کوروش شاه بزرگ هخامنشی.

ملوک شبانکاره قدیم نام سلسله‌ای ایرانی تبار از ملوک پارس است که از سال ۴۴۸ تا سال ۷۵۶ ه’. ق. در ولایت اجدادی خود به ارث حکومت می‌کردند تا اینکه به دست آل مظفر مغلوب و برافتادند.

سلسله ٔ نسب ایشان را معین الدین نطنزی در تاریخ ملوک شبانکاره چنین نویسد: نظام الدین حسن بن ابراهیم بن یحیی بن یوسف بن یعقوب بن اسماعیل بن مهمونه بن یحیی بن مبارزبن ابراهیم بن محمدبن اسماعیل بن مرزبان بن یزدجردبن شهریاربن خسرو (بن هرمز) بن نوشیروان بن قباد. و مؤلف مجمع الانساب شبانکاره گوید: که ایشان از اسباط اردشیر [بن بابک] اند.

برخی بر این باورند که چون نام اسماعیل بارها در سلسله شبانکاره تکرار شده طایفه ای که به این جا آمده اسماعیلیان بوده است. به متن زیر توجه فرمائید:

  • اثبات حکومت قهستان در دست حکام سیستانی پس از سلسله اسماعیلیان:

در سال ۶۵۴ هجری قمری هلاکوخان مغول قلعه های اسماعیلیه در قهستان را تسخیر کرد و به حاکمیت یکصد و هفتاد ساله اسماعیلیه بر قهستان پایان داد. پس از بر افتادن اسماعیلیه از قهستان، ملوک آل کرت بر قهستان و از جمله گناباد مسلط شدند و مدتی هم «گیوک» نامی از امرای مغول بر قهستان حکم می راند. در اوایل سده هشتم هجری در شمال خراسان خاندانی از وابستگان مغولها در صدد محکم کردن جای پای خود در قهستان به مرکزیت گناباد برآمد. بزرگ این خاندان که «امیر مولای» نام داشت در جنگی که به سال ۷۰۵ هجری قمری میان او و «علیشاه» (شمس الدین علی فرزند ملک نصیرالدین سیستانی) رخ داد غالب شد و شمال قهستان به تصرف مولاییان درآمد.

  • اثبات رابطه بین حکام سیستان و سرزمین قهستان
    ملك نصير الدين، فرمانروای سيستان، پسر خود، شمس الدين علی را به نيه (نهبندان) فرستاد تا آن جا را باز سازی كند. سيستان در دوره حكومت ملك نصير الدين توانمند شد و ايالت قهستان از قاين تا ترشيز، تابع سيستان بود و امرای كرمان در هنگام گرفتاری و جنگ، در سيستان پناه می جستند. ركن الدين محمد، فرزند ديگر نصير الدين، به دليل ناسازگاری با پدر از سيستان رفت و در پيرامون آن، به گشودن دژها و شهرها و تهيه سپاه پرداخت و در شهر نيه (نهبندان) استقرار يافت. وی در نيه دژها و باغ های متعددی به وجود آورد.

اصل این قوم در آن وقت دو برادر بودند: یکی محمد بن یحیی و این محمد پدر سلک بود که اتابک پسر اوست و دیگر نمردبن یحیی برادر بزرگتر بود. دارابجرد به حکم او بود.

مؤلف فارسنامه به ذکر تیره‌های این سلسله از قبیل:اسماعیلیان ،رامانیان و کرزوبیان و مسعودیان و شکانیان پردازد و گوید: قوم شبانکاره کوه‌نشین اند،… و مقام در قهستان گرمسیر(جنوب وطبس) دارند .در گذشته قوت داشتند و اکنون ضعیف‌الحالند و اتابک ایشان را عاجز گردانیده است و سران ایشان هلاک کرده و برداشته.ملوک شبانکاره از تیره اسماعیلیان و از اسباط اردشیر ساسانی بوده‌اند.

ملوک شبانکاره که ۱۵ تن بوده‌اند به ترتیب زیر حکومت کرده‌اند:

  1. فضلویه از ۴۴۸ تا ۴۵۹ ه’. ق.
  2. نظام الدین یحیی بن حسن از ۴۵۹…
  3. نظام الدین محمودبن نظام الدین یحیی از…
  4. قطب الدین مبارز… تا ۶۲۴ ه’. ق.
  5. ملک مظفرالدین محمدبن المبارز از ۶۲۴ تا ۶۵۸ ه’. ق.
  6. قطب الدین مبارزبن ملک مظفرالدین از۶۵۸ تا ۶۵۹ ه’. ق.
  7. نظام الدین حسن بن محمد مظفرالدین از ۶۵۹ تا ۶۶۲ ه’. ق.
  8. نصرةالدین ابراهیم برادر نظام الدین حسن. از ۶۶۲ تا ۶۶۴ ه’. ق.
  9. جلال الدین طیب شاه از ۶۶۴ تا ۶۸۱ ه’. ق.
  10. بهاالدین اسماعیل برادر طیب شاه. از ۶۸۱ تا ۶۸۸ ه’. ق.
  11. نظام الدین حسن بن طیب شاه. از ۶۸۸ تا ۷۲۵ ه’. ق.
  12. نصرةالدین ابراهیم بن اسماعیل. از ۷۲۵ تا…
  13. ملک رکن الدین حسن بن اسماعیل. از…
  14. تاج الدین جمشیدبن اسماعیل از ۷۳۵ تا حدود ۷۴۲ ه’. ق.
  15. ملک اردشیر. از ۷۴۲ تا ۷۵۶ ه’. ق.
  16. ملک بخت افزون (ساکن در نوفرست بوده. نقل از احیا الملوک)

در سال ۷۵۶ ق ملک اردشیر از امیر مبارزالدین محمد از سلسله آل مظفر شکست خورد و سلسله شبانکاره منقرض و پخش و پراکنده شدند.

یکی از طایفه های این خاندان به دشتستان کوچ کرده یا تبعید شدند و در این جا ماندگار شدند و گویا اولین بار در نزدیکی های زیراه و سپس در شبانکاره ساکن گردیدند. فارس نامه ابن بلخی تعداد طایفه های شبانکاره را پنج تا به نام های اسماعیلیان، مسعودیان، کرزوبیان، رامانیان و اشکانیان نوشته است.

محمد بن علی شبانکاره ای در کتاب خود به نام ( مجمع الانساب) می نویسد ” بدان که غرض از تقدم ملوک شبانکاره بر دیگر ملوک آن است که نسب آن ها در نزد همه اهل علوم انساب محقق و ثابت است و شکی در آن نیست که ایشان از نوادگان اردشیر بابک ساسانی اند و خیلی کتاب بدان مسطور و مذکور است و شجره انساب آن ها که از مظفرالدین محمد بن مبارز تا به حضرت آدم رسد نزد ائمه و اهل تاریخ درست و منقح شده است” از زمانی که خاندان شبانکاره ای وارد دشتستان شده اند تا زمان آخرین اُمرای این سلسله که در این سرزمین حکومت کردند یعنی تا زمان اردشیر خان و ملک منصور خان نزدیک به ۲۰ نسل آن ها در منطقه شبانکاره و سعدآباد ( زیراه) زیستند.

بعد از اتابک اردشیر برخی از نوادگان اتابکان شبانکاره به سرزمین لر بزرگ و دیگر ولایات فارس،بوشهر وکردستان کوچ کرده وامروزه تیره‌هایی از طوایف شبانکاره (فارس) و شبانکاره (غرب) و شبانکاره شرق هنوز در استان بوشهر(دشتستان) و استان فارس و لرستان و کرمانشاه و خراسان جنوبی و سیستان موجودند.

ایل شبانکاره تاریخى بیش از دو هزار سال دارد و ملک شبانکاره بلادلور قمست خوره شاپور و رون بوده که مى شود استان کگیلویه و بویراحمد فعلى تا حوالى شیراز .

سکونتگاه اولیه این قوم را بلاد شاپور گفته اند ( بلاد شاهپور شهر کنونی دهدشت )
مردم شبانکاره خود را از نسل شاپور پسر اردشیر ساسانی میدانند
خوانین بیراحمد نیز خود را از اولاد اردشیر ساسانى و عموزاده خوانین شبانکاره مى دانند .
از کامفیروز تا یاسوج نشیمنگاه اولاد اردشیر ساسانى اجداد شبانکارهاى دشتستان است

کتاب نژاد و پیوستگی پرفسور زند شبانکاره ها را از اقوام لر که بخشی از آنها گویا همزمان با شول ها وارد مناطق جنوبی شدند میداند.

حدود مناطق شبانکاره را تقریبا میتوان قسمت های شمالى شهرستان دشستان بلوک شبانکاره نام برد
مرکز بلوک شبانکاره روستاى دهکانه بوده است که اکنون شهر شبانکاره مى باشد.

برای بررسی رابطه نسب بین میران میر عبدالله سیستان و اردشیر بابکان لطفامتن ذیل را مطالعه فرمائید:

مولف احیاءالملوک ضمن شرح احوال ملک شمس الدین محمد (یکی از حکام سیستان در اوایل قرن دهم هجری) پس از کناره گیری از حکومت و سپردن آن به برادر کوچکتر خود ملک سلطان محمود، نقل می کند که پس از مدتی برادر کوچکتر از برادر بزرگتر فراموش کرده و از وی می خواهد که دختر عمش را که در عقد برادر بزرگتر بوده طلاق دهد تا به عقد خود درآورد. ملک شمس الدین بشدت رنجیده شده و مدتی ابا می کند. اما آخرالامر از ترس جان خود مجبور بدین کار می گردد ولی دیگر در سیستان توقف نکرده و بجانب قاین رفته در بلوک نهارجان شاهان نوفرست استقبال او نموده او را به میان خود آورده، مخدره ای در حباله نکاح او در می آورند که از او اولاد بهم می رسد. بزرگ این اولاد بنقل از مولف احیاءالملوک ملک اسحاق بن ملک محمد بود که املاک بسیار در قهستان بهم رسانید و موضع بندان و طبسین را که بایر بود آباد کرد. فوت ملک شمس الدین محمد را در موضع نوفرست بتاریخ ۹۲۸ هجری در ۶۴ سالگی ذکر می کند.  همچنین مولف احیاءالملوک نیم صفحه ای را بذکر حال ملوک نوفرست اختصاص می دهد که بنوبه خود حاکی از اهمیت این خاندان در منطقه قهستان و سیستان می دهد. وی ذکر می کند که پس از آنکه ملک اسحق بن ملک محمد از مادری از تبار شاهان نوفرست تولد یافت و به مکنت و بزرگی رسید مجددا با خاندان شاهان وصلت کرده و صبیه ملک علی ولد رشید خود به شاه ولی می دهد که از او سه پسر بهم می رسد. مولف احیاءالملوک سپس عینا اینگونه نقل می کند که ” اکنون منظور حدود سال ۱۰۲۷ هجری استملک اسحق ثانی ارشد ایشان (ملوک نوفرستو به عنایت دوستان در سلک ملازمان علیه شاهی انتظام دارد و نسب ایشان را در تواریخ مطالعه نموده اماما ملک اسحق سیستانی (احتمالا منظور ملک اسحق بن ملک محمد استکه بشهده تاریخ مشهور بود می گفته که نسب شاهان نوفرست به اردشیر بابک می رسد و از میر غیاث جد مادری فقیر مشهور است که نسب ملوک بخت افزون را که از ملوک نوفرست است به اردشیر بابک منسوب می نمودالعلم عند الله.”  و اما ملک بخت افزون آنگونه که خود مولف در شرح حال میران میر عبدالله ذکر می کند، از اجداد مادری وی است که نام کامل او “ملک بخت افزون بن ملک اردشیر از ملوک قهستان  که الحال در قریه نوفرست نهارجان جمعی هستند،  به سیستان افتاده و از آبا و اجداد امیر مبارز امیر همه که از امرای قدیم سیستان است زن خواسته و در سیستان ساکن شده ، پس از مدتی امیر عبدالله بوجود آمده “.  بدین ترتیب روشن می شود که گروهی از امیران سیستان که به میران میر عبدالله معروف بوده اند از نسل ملوک نوفرست بوده اند. البته ظاهرا کسی از این امیران به مقام حکومت سیستان نرسیده و همگی در رکاب حکام سیستان که از نسل عمرو بن لیث صفاری بوده اند خدمت می کرده و با آنان پیوندهای خویشی داشته اند. از تاریخ دقیق مهاجرت ملک بخت افزون به سیستان ذکری نشده است ولی گویا نامبرده اولین کسی است که به سیستان رفته و با امیران آنجا پیوند برقرار کرده است. همچنین مولف احیاء الملوک در آغاز کتاب و ذکر کتبی که درباره تاریخ سیستان نوشته شده ذکر می کند که جد مادری او امیر محمد امیر مبارز که خود از اعقاب ملک بخت افزون و از میران میرعبدالله بوده کتابی مبسوط در تاریخ سیستان نوشته که وی در دوران کودکی در دبستان چند جزء از آن را دیده ولی بهنگام تالیف احیاءالملوک نسخه ای از آن کتاب موجود نبوده است. شرح حال ملک بخت افزون را مولف احیاءالملوک از آن کتاب برگرفته است. 
برگرفته از:
وبلاگ صدای نوفرست

گرد آوری:شاهین میر

منابع

  1.  ابن بلخی، فارسنامه، ۱۶۴.
  2. احیاء الملوک ، ملک شاه حسین بن ملک غیاث الدین
  3. شبانکاره در دهخدا
  4. FAŻLŪYA,Amir ABU’LʿABBĀS FAŻL, IRANICA

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *