دیوانه سیستان باش: سروده ای از محمودرضا آرمین (سهی سیستانی)

دیوانه سیستان باش: سروده ای از محمودرضا آرمین (سهی سیستانی)

 

برخيز و با ما درين دشت، جوياي آب روان باش
با تشنگان كويري، همپا و هم داستان باش

رفته به تاراج پاييز، دار و ندار گل سرخ
همچون بنفشه سيه پوش، در ماتم بوستان باش

تا جوشد از تاول پا، در هر قدم چشمة آب
اي خاك لب تشنه فارغ، از منّت آسمان باش

هرگز مكن پهن چون گُل، رنگين بساط تجمّل
يك لا قبا باش چون سرو، آزاد و آسوده جان باش

تا از حصار شب شوم، گردي رها در دل صبح
يك روزن انديشة مهر، در ظلمت بيكران باش

بر روي هر باد گمراه، آغوش مگشاي چون كاه
مانند صد خوشه گندم، درسفره ای قرص نان باش

تا وارهند از غم و درد، دلهاي اندوه پرورد
فرياد بيداري قرن، در نای هر ناتوان باش

ای نخل بارآور من، عمرت دراز و سرت سبز
در هُرم اين دشت سوزان، ما را به سر سایبان باش

اي مانده در خاک غربت، افسرده حال و پریشان
همچون ” سَهي ” از دل و جان، ديوانة سيستان باش.