سرلشکر خلبان محمد میر٬ شهید محمد میر٬ نیروی هوایی

 

نام:محمد

نام خانوادگی:میر

تاریخ شهادت:۱۳۵۹/۷/۲۵

تخصص:نظامی- نیروی هوایی – خلبان

دین:اسلام

مذهب:شیعه

رده اعزام کننده:ارتش

بیست و پنجم مهر ماه سالروز شهادت سرلشکر خلبان محمد میر ،خلبانی که هنوز پیکرش دراسمان بصره جاماند وبه خانه برنگشته است.

ایشان در خانواده ی کشاورز و متدین دیده به جهان گشود در اوایل کودکی پدرش را از دست داد ولی تحصیلات خویش را با سختی بسیار به پایان رسانید سپس در سال ۱۳۴۹در دانشکده افسری خلبانی نیروی هوایی ارتش پذیرفته شد.

در سال۱۳۵۰جهت فراگیری علوم و فنون خلبانی به کشور آمریکا اعزام و در سال ۱۳۵۲ به عنوان اولین خلبان استان سیستان و بلوچستان موفق به گذراندن دورهای خلبانی هواپیماهای شکاری اف۴ (فانتوم) گردید.

او در پایگاهای شکاری هوایی تهران ، شیراز، همدان ،بندرعباس خدمت کرده است و در پایگاه هوایی بندر عباس عهده دار سمت های زیر بوده است :

۱- فرماندهی مهندسی و تسلیحات کل پایگاه

۲- مسئول عقیدتی سیاسی پایگاه

۳- عضو ارشد انجمن اسلامی پایگاه

 ۴-عضو ارشد جهاد پایگاه

۵- مسئول عملیات – فرماندهی و هماهنگ کننده عملیاتهای هوایی جبهه

او در یکی از پروازهای برون مرزی در سال۱۳۵۹ پس از انجام عملیات مورد نظر هنگام مراجعت در آسمان بصره به آبادان هواپیمایشان مورد اثابت موشک دشمن قرار گرفت

او در سال ۱۳۴۹ در دانشکده افسری خلبانی نیروی هوایی ارتش پذیرفته شد. در سال ۱۳۵۰ جهت فراگیری علوم و فنون خلبانی به کشور آمریکا اعزام و در سال ۱۳۵۲ به عنوان اولین خلبان بمب‌افکن (اف ـ۴) استان سیستان‌وبلوچستان به وطنش بازگشت. او در پایگاههای شکاری تهران، شیراز، همدان، بندرعباس مشغول خدمت گردید. با آغاز جنگ تحمیلی خود را موظف به دفاع از آسمان ایران اسلامی نمود و داوطلبانه در عملیات‌های متعدد برون مرزی با رشادت و شجاعت بارها به مواضع نیروهای عراقی حمله کرد و سرانجام این عقاب تیزپرواز پس از چندین بار پرواز به‌خاک دشمن در ۲۵ مهرماه ۱۳۵۹ به هنگام مراجعت در آسمان بصره به آبادان مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و به فیض شهادت نایل گردید.

فائزون وصیت نامه شهید محمد میر را منتشر می کند:

ﺑﺴﻢ ﷲ اﻟﺮﺣﻤﻦ اﻟﺮﺣﯿﻢ

ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧﺪا ﺑﻪ ﻧﺎم آن ﺧﺪا ﯾﻰ [ﮐﻪ] اﻧﺴﺎن را ﺧﻠﻖ ﮐﺮد و او را در راﻫﻰ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑـﺮود ﻫـﺪاﯾﺖ ﮐﺮد. ﺑﻪ او ﻋﻘﻞ ﻋﻄﺎ ﮐﺮد ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ درﺳﺖ زﻧﺪﮔﻰ ﮐﻨﺪ و اﻋﻤﺎﻟﺶ را ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻰ ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻨﺪ ﺑﻪ او ﻋﻘﻞ داد ﺗﺎ ﺑﺎ ﻫﻮاى ﻧﻔﺲ ﺧﻮد ﻣﺒﺎرزه ﮐﻨﺪ و ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ ﻋﻘﻞ از ﺧﻮد دﻓﺎع ﮐﻨﺪ. ﺣﺎل ﮐﻪ در ﻏﯿﺎب ﻣﻦ ﺷﻤﺎ وﺻﯿﺘﻨﺎﻣﻪ ام را ﻣﻰﺧﻮاﻧﯿﺪ، ﻋﺎﺟﺰاﻧﻪ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﻫﺮ ﮐـﺲ از ﻣـﻦ ﺑﺪى ﺑﺪل دارد ﻣﺮا ﻋﻔﻮ ﮐﻨﺪ . ﺧﺪاوﻧﺪ ﻫﯿﭻ ﮔﺎه ﮐﺴﻰ را ﻧﻤﻰ ﺑﺨـﺸﺪ ﻣﮕـﺮ اﯾـﻦ ﮐه ﺧﻠـﻖ ﷲ از ﺗﻘﺼﯿﺮاﺗﺶ ﺑﮕﺬرﻧﺪ .ﺧﻮن ﺷﻬﯿﺪى را ﻗﺒﻮل ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ ﻣﮕﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮدم ﻧﯿﮑﻰ ﮐـﺮده ﺑﺎﺷـﺪ . از ﺗﻮ ﮐﻪ وﺻﯿﺘﻢ را ﻣﻰ ﺧﻮاﻧﻰ ﯾﺎ ﻣﻰ ﺷﻨﻮى ﻋﺎﺟﺰاﻧﻪ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﻣﺮا ﺑﺒﺨﺸﻰ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻘـﺪارى از ﺑـﺎر ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻢ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﺷﻮد.

 ﭘﺪر و ﻣﺎدر ﻋﺰﯾﺰم ﻧﻤﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﻧﺎم ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻪ روﯾﻢ ﺑﺎﺷﺪ از ﺷﻤﺎ ﺗﻤﻨﺎى ﺑﺨـﺸﺶ دارم . ﺧﺪا ﮐﻨﺪ ﺷﻤﺎ از ﻣﻦ راﺿﻰ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺑﻌﺪ از ﺧﺪا ﺷﻤﺎ ﺑﺮاى ﻣﻦ اﺣﺘﺮام دارﯾﺪ. ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ اﺟﺮ زﺣﻤﺘﺘﺎن را ﺑﺪﻫﺪ . ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ وظیفه ام را ﻧـﺴﺒﺖ ﺑـﻪ ﺷـﻤﺎ ﺑـﻪ ﺧﻮﺑﻰ اﻧﺠﺎم دﻫﻢ و رﺿﺎﯾﺘﺘﺎن را ﺟﻠﺐ ﮐـﻨﻢ . ﺷـﻤﺎ را ﺑـﻪ ﺧـﺪا ﺑـﻪ ﺑﺰرﮔـﻮارى ﺧﻮدﺗـﺎن ﻣـﺮا ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ. ﻣﺎدر ﺟﺎن ﺧﺪاوﻧﺪ ﺗﺮا ﺑﺎ آن زﺣﻤﺎت ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ات و ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺻﺤﯿﺢ ﺑـﺎ ﻓﺮزﻧـﺪاﻧﺖ ﺑـﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ درﺟﺎت ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ، ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺟﺎﯾﺖ در ﺑﻬﺸﺖ اﺳﺖ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻫـﻢ وﻋـﺪه داده «اﻟﺠﻨﮥ ﺗﺤﺖ اﻗﺪام اﻻﻣﻬﺎت». «ﺑﻬﺸﺖ زﯾﺮ ﭘﺎى ﻣﺎدران اﺳﺖ». ﭘﺪر ﻋﺰﯾﺰ و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ . اى ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑـﺎ ﭘـﺴﺮاﻧﺖ ﻣﺎﻧﻨـﺪ ﯾـﮏ دوﺳـﺖ ﻫـﺴﺘﻰ، اى ﮐـﺴﻰ ﮐـﻪ ﻧﺼﺎﯾﺤﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﯾﺎد ﻣﺎ ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ ﺧﺪا ﺗﻤﺎم زﺣﻤﺎﺗﺖ را ﻗﺒـﻮل ﮐﻨـﺪ . ﺑـﺮادران ﻋﺰﯾـﺰم ﺷﻤﺎ ﺑﺰرﮔﺘﺮ و ﻓﻬﻤﯿﺪه ﺗﺮ از ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ . ﻫﻤﺎن ﻃﻮر ﮐﻪ ﻣﺮا در ﻣﻮرد ﮐﻤﮏ ﺑـﻪ ﭘـﺪر و ﻣﺎدرﻣـﺎن ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻣﻰﮐﺮدﯾﺪ ﺑﻌﺪ از ﻣﻦ دﺳﺖ آﻧﻬﺎ را ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.ﺧﻮاﻫﺮان ﺧﻮﺑﻢ- ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺑﺰرﮔﺘﺮ از ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ را ﻣﻰ داﻧﯿﺪ و ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﮐﻮﭼﮏﺗـﺮ از ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺳﻌﻰ ﮐﻨﯿﺪ رﺿﺎﯾﺖ ﭘﺪر و ﻣﺎدرﻣﺎن را ﺟﻠﺐ ﮐﻨﯿﺪ و ﻋﺼﺎى ﭘﯿﺮﯾﺸﺎن ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺧﺪا را ﺷﮑﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺪﻓﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺑﺎﻃـﻞ ﺑـﻮد رﺳـﯿﺪم . در ﺳـﻮره ﺑﻘـﺮه ﻣﻰﺧﻮاﻧﯿﺪ: «وﻗَﺎﺗﻠُﻮﻫﻢ ﺣﺘﱠﻰ ﻟَﺎ ﺗَﮑُﻮنَ ﻓﺘْﻨَﮥٌ» ﻣﻌﻨـﻰ اﺻـﻠﻰ آن ﻫﻤـﯿﻦ ﺷـﻌﺎر ﺟﻨـﮓ ﺟﻨـﮓ ﺗـﺎ ﭘﯿﺮوزى اﺳﺖ . ان شاءﷲ ﺗﻤﺎم دوﺳﺘﺎن و آﺷﻨﺎﯾﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ اﯾـﻦ ﺷـﻌﺎر ﺑـﻪ ﻧﺒـﺮد ﺑـﺎ اﺳـﺮاﺋﯿﻞ ﻏﺎﺻﺐ ﺑﺮوﻧﺪ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﻌﺪ از ﻣﻦ ﻫﻤﻪ زﯾﺎرت ﮐﺮﺑﻼ رﻓﺘﻪ اﻧﺪ.

               آن ﮐﺲ ﮐﻪ ﺗﻮ را ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺟﺎن را ﭼﻪ ﮐﻨﺪ               ﻓﺮزﻧﺪ و ﻋﯿـﺎل و ﺧﺎﻧﻤـﺎن را ﭼـﻪ ﮐﻨـﺪ

               از ﮐﺠـﺎ آﻣــﺪه ام آﻣــﺪﻧﻢ ﺑﻬــﺮ ﭼــﻪ ﺑــﻮد                ﺑـﻪ ﮐﺠـﺎ ﻣــﯽروم آﺧــﺮ ﻧﻨﻤـﺎﯾﯽ وﻃـﻨﻢ